ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

428

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

مكتب قديم رايج در جغرافياى فارسى ، بتدريج در طى قرن نوزدهم كنار زده شد و بعضى از پديده‌هاى آن در مقايسه با مطالبى كه دربارهء نوشته‌هاى عربى در همان دوران خواهيم گفت ، بسيار جالب است . ولى در همين دوره نيز به تعدادى اثر برمىخوريم كه از لحاظ نوشته‌هاى جغرافيايى مهم است ، نه تنها از لحاظ مطالب متن ، بلكه از اين جهت نيز كه گهگاه كوششى مبتكرانه براى فراهم آوردن نمونه‌هاى مختلف كرده‌اند . به اين مناسبت گوييم كه تعداد زيادى سفرنامه‌هاى فارسى مربوط به سفرهاى خارجى طى قرن دوازدهم و سيزدهم هجرى ( هجدهم و نوزدهم ميلادى ) به وجود آمد . غالب اين سفرها مانند روزگار قديم سوى هندوستان بود . قسمت قابل ملاحظه‌اى نيز به منظورهاى بازرگانى يا سياسى به سوى اروپا انجام مىگرفت . بعضى نيز مستقيم يا نا مستقيم با روسيه تماس داشت . 150 متأسّفانه همهء اين سفرنامه‌ها تاكنون در نسخه‌هاى پراكندهء خطّى مانده كه مطلقا دربارهء آن تحقيق نشده ، در صورتى كه همهء دلايل نشان مىدهد كه اين كار از لحاظ جغرافياى تاريخى مناطق مورد سفر و تحليل دوران مؤلّفان فوايد بسيار خواهد داشت . در آغاز قرن نوزدهم ( 1800 - 1801 / 1215 - 1216 ه . ) يك كتاب جالب به وجود آمد كه قسمتى از آن به سال 1847 در بمبئى به چاپ سنگى رسيد و از نوع مؤلّفاتى است كه گاه و بىگاه بدان برمىخوريم كه جغرافيايى اقليمى با گزارش و مطالبى از زندگانى مؤلّف و خاندان وى در هم است . عنوان كتاب كه تحفة العالم است 151 فرصتى براى خلط و بازى كلمات به دست داده ، زيرا كلمهء دوّم ؛ بجز معناى اصلى ، اشاره‌اى به كلمهء « علم » دارد كه جزو لقب مير علم ، وزير نظام حيدر آباد ، بوده كه مؤلّف كتاب را به او پيشكش كرده است . مؤلّف كتاب عبد اللطيف شوشترى است كه به سال 1758 / 1172 ه . در شوشتر در يك خاندان كهنسال محلّى تولّد يافت . بسيار سفر كرد و بعضى مناطق ايران را چون شيراز و كرمانشاه بديد و به بغداد نيز رفت . به سال 1788 / 1202 ه . از بندر بصره به كشتى نشست و به سرزمين بنگال فرود آمد و مدّتى دراز در هند بماند ؛ و اين نكته از تاريخ تأليف كتاب و كسى كه اين اثر به دو پيشكش شده معلوم مىشود . كتاب با گزارشى مفصّل از مولد مؤلّف ، شوشتر ، آغاز مىشود و تفصيلات فراوان دربارهء بنياد شهر و گزارشى مهم از نسق آبيارى دارد . گزارش شهرهاى بزرگ و منطقهء اهواز و دزفول و مداين به همين اندازه مفصّل است و به دنبال آن تكمله‌اى مفصّل از سرگذشت افراد خاندان نورى سيد ، خاندان مؤلّف ، هست . و در پى قسمت اخير كه از سرگذشت مؤلّف سخن مىرود از تاريخ هند و وصف كلكته ، بنگال ، حيدر آباد ، و دكن نيز گفت و گو هست كه در خلال آن اطّلاعات مفصّل و كافى دربارهء بسط نفوذ بريتانيا در هند و دربارهء خود انگليسيان مىدهد و از امريكا و بعضى از دولتهاى اروپا سخن مىآورد ، و